تبليغاتX
๑۩۞۩๑ღ ما, به هم میرسیم ღ๑۩۞۩๑

عطر شکوفه های سیب مارو به همدیگه رسوند××من و تو و قلبامونو به راه عاشقی کشوند

غرق دریا می شوم با چشم های دريايي ات
با تو من می نوشم از ساقی دلتنگیت
هرجا  که باشی با فاصله ها همراه  می شوم
آن گاه که دلم می سوزد و می سوزد از دوریت
شعله ی آتش عشقت مرا  افسون کند
شعله افسونیم خاموش ،با خامو شیت
باد های بهاری عشقمان خبر می آورند
از لبهای سرخت،از زیبایی و از شادیت
کینه و هرچه بدی ست یا زهر دل
می شوید و نابود می کند آن دل بارانیت
با دوریت عمر من کوتاه تر از پروانه است
با من بخوان نغمه ای تا بهار پایانیت

تقديم به عشقم در بهارش...


مريم عزيزم تولدت مبارك...



می دانی!؟

وقتی بهانه می شوی و در سحرهای من

طلوع می کنی آن هنگام است که طعم شعرم تفسیر می کند تورا

و شهد شیرین خیال تو را...

به يادگار مانده شده از امین و مریم |

 

 

در خلوت رازو نیازهای شبانه ام در تمنای تو سر بر سجده نهادم و به دنبال ردپای احساس تا آسمانها رفتم آنگاه چه زیبا شکوفه های عشق در سجاده ی نیازم روئید.

آری ای مهربانم در فصل آرزوهای سبزم همراه پرنده های مهاجر آمدی و در سرزمین غریب بی کسی ام آشنای لحظه هایم شدی و عزیزترین کسم. فریاد نغمه هایت بلور سکوتم را شکست و دلتنگی هایم را به یغما برد.

در تمام لحظه هایم باران عشقت از ناودان دستهایم جاری است. سر بر شانه هایت می گذارم و در آغوش خوبی هایت به آرامش می رسم. چشمهایم را به افق نگاهت می سپارم و تنها مسافر دریای آبی چشمهایت می شوم و در جوار تو تا رسیدن به اوج خوشبختی پارو می زنم.

تقدیم به گل نازم امین عزیزم

خیلی دوست دارما

به يادگار مانده شده از امین و مریم |

 

پشت پنجره های بهاری رها می شوم در سکوت خیال انگیز دقایق و دل می سپارم به آهنگ زیبای عشق. نگارم٬ سالهاست که مرا زیر چتر خوبی هایت پناه داده ای ٬ از همان لحظه ی نخستین که موسیقی عشقت بوسه بر آئینه ی وجودم زد٬ خورشید لبخندت روحی تازه به تن خسته ی لحظه هایم دمید و فریاد شادی در خلوت شالیزار قلبم جوشید.

مونسم٬ هر شب کلام زلالت در چشمه ی وجودم جاری می شود و مرهم کابوسهای بیرنگ تنهائی ام میشود٬ از گلزار چشمهایت ترانه ی امید می تراود و هستی ام را محصور میکند.

گل نازم دوستت دارم و میدانم که روزی آسمان چشمهایت انتظار را برای دیدگانم ترجمه خواهد کرد. آری تو می آیی و آفتاب مهرت پرده های فاصله را کنار می زند و ترانه های عاشقانه ی نگاهت مرا در آغوش می گیرند. آن روز٬ جشن پیوند دستهای منو توست.

           امین جونم بهارت مبارک        

 

به يادگار مانده شده از امین و مریم |


تو همان عابری هستی


که خزان دلم را


با گام هايت


بهار عشق کردی


تو تکرار بارانی


و نگاهت تابلو قشنگ شبی زيباست


که مرا می خواند


دلم آواره توست

زمستونم با تموم خوب و بدیاش گذشت و رفت یه برگ دیگه ای از کتاب روزگار ورق خورد و ما همچنان در

انتظار رسیدن بهم.همه از این گذر روزگار گله دارن اما ما دوتا نه.خوشحال از اینکه روزگار مارو بهم

میرسونه همیشه سر مست این گذریم .بهترین عیدی رو و اولین عیدی رو همین دیروز مریم بهم داد

امیدوارم سال خوبی باشه پر از عشق و البته بدون دعوا!

بهارت مبارک مریم جون عطر شکوفه ها ی سیب کم کم دارن همه جا می پیچن حالا یه 

فصل دیگه از زندگیمون باز شد:

 

عطر تو و خاطره ها بهار دنیای منن

عشق توو ثانیه ها تعبیر فردای منن

به يادگار مانده شده از امین و مریم |

درباره امین و مریم

وقتی صدای بهار،توو کوچه ها می پیچید
اونوقت فرشته ی خوب از شب ستاره می چید×
اون شب فرشته به من دوباره زندگی داد
آخه ستاره ام داشت،میون شب جون می داد×
به اون فرشته گفتم پیشت باشه ستاره ام
شاید یه مرهم بشه برای قلب پاره ام×
حالا شبا که میرن، اون میمونه کنارم
خیالم آسوده شد اونو همیشه دارم×

شعر از امین

منوی وب

نوشته های امین و مریم
دوستان امین و مریم
پیوندهای روزانه
امکانات

کلیه ی حقوق این وبلاگ توسط امین و مریم محفوظ است.طراحی شده توسط یاس دیزاین